|
1.تو ماشين نشسته بودم كه ديدم يه دحتر جووني رد شد.نگام خورد به دو تا پسر جووني كه اونطرف تر وايساده بودنو ،زل زده بودن به دختره!مثه باستان شناس يه بناي تاريخي وراندازش مي كردند با خودم فكر كردم كه اينارو باش عجب آدمايين!ولي وقتي به خودم اومدم فهميدم كل خيابون با چشام دختره رو دنبال مي كردم! 2.عجب شير تو شيري شده اين انتخابات!وقعا مردم ما حافظه ي بلند مدتشون از كار افتاده!از افرادي حمايت مي كنن كه ... 3.امروز داشتم به رفتار مردممون با افغاني ها فكر مي كردم.تا اسم افغاني مياد فضا عوض ميشه.بايد از عربا ياد بگيريم كه چطوري هواي همو دارن.بازي استقلال و الاتحاد بود فك كنم،وقتي الاتحاد گلو زد ،گزارش گر دوبي اسپورت* چنان فريادي از شادي زد كه امارات قهرمان دنيا شده!بايد يه كم به رفتار خودمون با افغان ها فكر كنيم! *بازي رو از خونه ي همسايمون مي ديدم! + نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388 22:8 توسط افشين |
|