|
سلام مورفیوس : تا حالا خوابی دیدی که مطمئن باشی واقعیت داره ؟ چی میشد اگه نمی تونستی از اون بیدار بشی نیو ؟ در اون صورت چطور می تونستی بین دنیای واقعی و دنیای خواب تفاوتی قائل بشی ؟ “زندگی ما ، اجزایی از یک رویای بزرگ توسط یک رویا بین واحد است که درآن همه ی شخصیت ها نیز رویا بین اند!” پ.ن:پيشنهاد مي كنم بهش فكر نكنيد چون بدجور درگيرش مي شيد،از كنارش بگذريد! + نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387 3:45 توسط افشين |
ما نجار زندگی خود هستیم + نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 2:25 توسط افشين |
دارن يه برجي مي سازن با ده هزار تا پنجره مي گن كه قد برجشون از آسمون ، بلند تره براي ساختنش هزار ، هزار درخت رو سر زدن پرنده هاي بي درخت ، از اين حوالي پر زدن مي گن كه اين برج بلند باعث افتخار ماست حيف كه كسي نمي دونه خونه ي افتخار كجاست باعث افتخار تويي ، دختر توي كارخونه كه چرخ زنده موندن و، دستاي تو مي چرخونه باعث افتخار تويي سوپور پير ژنده پوش نه اين ستون سنگيه ، لال بدون چشم و گوش ستون آسمون خراش ، سايتو ننداز رو سرم تو شبيه ستاره ها من از تو آفتابي ترم يه روز مي ياد كه آدما ، تو رو به من نشون بدن به ارتفاعت لقب ، پايه ي آسمون بدن اما خودت خوب مي دوني ، پايه نداره آسمون اون كه زميني نميشه ، با حرف پوچه اين و اون پس مثل تبل ، صدا نكن ، نگو بلندترين منم من واسه رسوا كردنت ، حرف از درخت ها مي زنم درختاي مرده هنوز ، خواب پرنده مي بينن پرنده هاي بي درخت ، رو سيماي برق مي شينن به قد و قامتت نناز ، آهاي بلند بي خبر درختامون قد مي كشن ، حتي تو سايه ي تبر راستي به اين وبلاگ هم سر بزنين.منم توش نويسندگي مي كنم + نوشته شده در پنجشنبه دهم مرداد 1387 5:14 توسط افشين |
|