تبليغاتX
شوره زار

شوره زار



بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک،

شاخه‌های شسته، باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپيد
برگ‌های سبز بيد
عطر نرگس، رقص باد
نغمه‌ی شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک می‌رسد اينک بهار
خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمه‌ها و دشت‌ها
خوش به حال دانه‌ها و سبزه‌ها
خوش به حال غنچه‌های نيمه‌باز
خوش به حال دختر ميخک، که می‌خندد به ناز
خوش به حال جام لبريز از شراب
خوش به حال آفتاب
ای دريغ از تو، اگر چون گل نرقصی با نسيم
ای دريغ از من، اگر مستم نسازد آفتاب
ای دريغ از ما، اگر کامی نگيريم از بهار
گر نکوبی شيشه‌ی غم را به سنگ
هفت رنگش می‌شود هفتاد رنگ

با اومدن بهار مثل گل با نسيم برقص ، با تابش آفتاب مست شو و از بهار لذت ببر
و شيشه ي غم رو بزن به سنگ زندگي.

+ نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387 0:23 توسط افشين |




بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم،
شدم آن عاشق ديوانه كه بودم

در نهانخانه ي جانم گل ياد تو درخشيد
باغ صد خاطره خنديد ،عطر صد خاطره پيچيد

يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم
پرگشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم
ساعتي بر لب آن جوي نشستيم
تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت
من همه محو تماشاي نگاهت

آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ريخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ

يادم آيد : تو به من گفتي :
از اين عشق حذر كن!
لحظه اي چند بر اين آب نظر كن
آب ، آئينه عشق گذران است
تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است
باش فردا ،‌ كه دلت با دگران است!
تا فراموش كني، چندي از اين شهر سفر كن!

با تو گفتم :‌
حذر از عشق؟
ندانم!
سفر از پيش تو؟‌
هرگز نتوانم!
روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد
چون كبوتر لب بام تو نشستم،
تو به من سنگ زدي من نه رميدم، نه گسستم
باز گفتم كه: تو صيادي و من آهوي دشتم
تا به دام تو درافتم، همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پيش تو هرگز نتوانم، نتوانم…!

اشكي ازشاخه فرو ريخت
مرغ شب ناله ي تلخي زد و بگريخت!
اشك در چشم تو لرزيد
ماه بر عشق تو خنديد،
يادم آيد كه از تو جوابي نشنيدم
پاي در دامن اندوه كشيدم
نگسستم ، نرميدم

رفت در ظلمت غم، آن شب و شب هاي دگر هم
نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم
نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم!
بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم؟


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 15:12 توسط افشين |


به نام خالق نيكي و نيك پنداري
«اين جا، شهر نيست، جنگل است. شوره زار است، کوير است، مرداب است و بوی تعفن آن جهان را پر کرده است! شايد نوشته هاي من نسيم معطری باشد به مشام جان های خسته از خيانت و جنايت!»
هدفم از ايجاد اين وبلاگ(يا به قولي تارنما)بيان كردن چيزايي كه اين روزا برام دغدغه شده و مثل خوره به ذهنم افتاده شايد با نوشتن اين مسايل سبب تسكينش رو فراهم كنم.
و اگه مجالي بود به معرفي كتاب و فيلم و ... هم مي پردازم


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 14:21 توسط افشين |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

«پسر، وقتی یکی می‌میره حسابی مرتبش می‌کنن. امیدوارم اگه واقعاْ مُردم، یه نفر پیدا می‌شد که عقل تو کله‌اش باشه و پرتم کنه تو رودخونه. نمی‌دونم، هر کاری بکنه جز گذاشتن تو قبرستون. اونم واسه اینکه مَردم بیان و یکشنبه‌ها رو شکمم گل بذارن و این مزخرفات. وقتی مُردی گل میخوای چیکار؟»

سلينجر-ناطوردشت


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

تبديل زمين‌های مستطيل‌شكل به مربع گامی برای رسيدن به فيزيك شهر اسلامی است
نصب مرورگر گوگل كروم براي ايران
در یک اتفاق نادر به علت اشکال در تاسیسات برق یک بیمارستان عمل سزارین یک مادر، در زیر نور چراغ قوه و نور تلفن همراه همسرش انجام شد
رنگ سفید در کرمان ممنوع شد!
Metallica - Death Magnetic 2008
خليج فارس
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

شهریور 1388

اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
دی 1387
آبان 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387


آرشیو موضوعی

بدون شرح
جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی داستان كوتاه
جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی معرفي كتاب
جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی دل نوشت
جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی شعر
جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی


پیوندها

بچه هاي ايروني
خاطرات روزهاي اسپرسويي
شهد شيرين شكر
عطر مرگ
آخرين مكتوب
كشكول
ارغوان و ارغنون
*داستان كوتاه*
:::::( نامه های عاشق ):::::
زندگي را ببوس!
:.Soccer.:
|-تلخ يا شيرين-|
فتوبلاگ
هيچكس
پرويز
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin